قانون مجازات اسلامی . ماده 294
1. صرف نطر از این که ادعای خسارت مدعی خصوصی اعم است از دیه شرعی مورد نظر قانون گذار و ضرر و زیان ناشی از جرم چون با فرض دیه بودن یا قطعیت حکم دادگاه کیفری و فراغت مرجع مزبور در امر جزایی طرح مجدد مطالبه دیه در دادگاه کیفری مجوزی ندارد و از طرفی با مشروع تلقی نشدن حکم جزایی قطعی سابق الصدور محکمه حقوق نمی تواند آن را ملاک صدور قرار عدم صلاحیت خود قرار دهد بلکه باید با توجه به مقررات حاکم موجود و منظور داشتن تمام جهات قضیه در ماهیت امر بیان عقیده نماید
2. با توجه به قاعده لاضرر و نفی حرج و قاعده تسبیب چنان چه محرز شود در اثر عمل جانی خسارتی بیش از دیه و ارش بر مجنی علیه وارد شده است من جمله مخارج معالجه و مداوا مطالبه آن از جانی که سبب ورود خسارت بوده است منع شرعی یا قانونی ندارد ماده 12 قانون اصلاح قوانین و مقررات استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران مصوب 71/11/25 موید این نظریه است در ق.م.ا برای سوختگی های روی پوست دیه ای معین نشده است دادگاه با توجه به مواد 367 و 495 آن قانون باید ارش تعیین نماید
3. مواردی که دیه قتل اعم از عمدی یا غیر آن بر بیت المال است در قانون مجازات اسلامی و قانون به کارگیری سلاح توسط نیروهای مسلح در موارد ضروری مصوب 1373/10/18 احصا شده است و غرق شدن در آب های گودال مشمول موارد مزبور نیست
4. اذن به ایراد جنایت موجب برائت از پرداخت دیه یا ارش نیست فقط ابراء موجب برائت می شود چه قبل از ارتکاب باشد چه بعد آن
5. کسر و احتساب هزینه پرداخت شده جهت درمان مصدوم از میزان دیه مقرر فاقد مجوز قانونی است لیکن اگر محکوم علیه محکوم به پرداخت ضرر و زیان شده باشد باید از آن محاسبه و کسر شود
6. صدور حکم به پرداخت دیه مطلقا در پرونده کیفری منع قانونی ندارد چرا که دیه خود نوعی کیفر است منتهای مراتب قبل از صدور بایستی دو امر تحقق یافته بافته باشد اول این که مطالبه دیه از ناحیه ولی دم صورت گرفته باشد دوم این که برای محکمه از دستیابی به مجرم یأس پدید آمده باشد که این خود مستلزم آن است که محکمه قبلا تحقیقات و اقدامات وسیع و گسترده ای را برای دستگیری او انجام داده باشد ولی آن اقدامات منتج به نتیجه مطلوب نشده باشد مطالبه دیه از ناحیه ذی حق نیازی به تقدیم دادخواست ندارد چرا که جنبه اجرایی آن موجب استغنای او از انجام این کار می گردد
7. با توجه به مفاد رأی وحدت رویه و عنایت به ذیل ماده 9 ق.آ.د.ک 1378 و مستفاد از مواد 1 و 2 و 3 قانون مسئولیت مدنی و التفات به قواعد لاضرر و تسبیب و اتلاف مطالبه ضرر و زیان ناشی از جرم که مازاد بر دیه و ارش باشد از قبیل هزینه های درمانی اشکال قانونی ندارد
8. طبق تبصره 1 ماده 24 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح چنان چه تیراندازی مطابق مقررات صورت گرفته باشد مرتکب از مجازات و پرداخت دیه معاف خواهد بود و در این صورت اگر مقتول یا مجروح مقصر یا مهدورالدم باشد دیه ای به او تعلق نمی گیرد ولی اگر مقصر یا مهدورالدم نباشد دیه از بیت المال پرداخت خواهد شد اما اگر تیراندازی مطابق مقررات صورت نگرفته باشد در صورت وقوع قتل یا جرح حسب مورد نظامی مقصر محکوم به دیه یا قصاص خواهد شد
9. دیه فقط مجازات نیست که با مرگ مجرم ساقط شود
10. اصل کلی بر این است که دیه مجازات عمل ارتکابی مرتکب بزه می باشد مگر در موارد استثنا بر آن
11. دیه بدل از عضو فائت و نقص عضو بوده و با ضرر و زیان ناشی از جرم تفاوت دارد و لذا منافاتی با ماده 66 قانون تأمین اجتماعی ندارد
12. با توجه به قاعده لا ضرر و نفی حرج و قاعده تسبیب چنان چه محرز شود که در اثر عمل جانی خسارتی بیش از دیه یا ارش بر مجنی علیه وارد شده است من جمله مخارج معالجه و مداوا مطالبه آن از جانی که مسبب خسارت بوده است منع شرعی ندارد و ماده 12 قانون اصلاح قوانین و مقررات استاندارد و تحقیقات صنعتی مصوب 1371/11/25 نیز موید این نظریه است
13. در تعیین میزان خسارت و دیه در جایی که عمل منتسب به هر دو طرف باشد درجه یا درصد تقصیر مساوی یا متفاوت اثری ندارد
14. مطالبه دیه و صدور حکم به آن در پرونده های کیفری محتاج به دادخواست نیست بلکه به صرف مطالبه ذی نفع قابل رسیدگی است به علاوه در صورتی که پرونده در مدت 10 سال منتهی به حکم نشده باشد به جز دیه که مشمول مرور زمان نمی شود مجازات های موضوع ماده 616 ق.م.ا و ماده 184 قانون کار که از مجازات های بازدارنده هستند می توانند ماده 173 ق.آ.د.ک 1378 بشوند و از مجازات های یاد شده به لحاظ این که از یک نوع نمی باشند و مختلف هستند همگی در مورد مقصر قابل اعمال است